سروده من خدا را دیدم (سال 2008_2026)

 من خدارادیدم

بامشادتابناک _سروده من خدارادیدم سال 2008

من خدا را دیدم ....... و

در نفس های پگاهی دلگیر

شبنمی بود چکید  پای یک چوبه دار 

من خدارا دیدم 

در دل آرامی یک غنچه گل

درهیاهو وخروش دریا 

درهماهنگی موج وساحل

درشکوه باران

درخروش یک رود

من خدارادیدم 

خرد وکودک بودم

گریه ام را می دید 

بی صدا می خندید

من خدارا دیدم 

درشکاف یک  زخم 

دست یک کودک کار

ناله های بیمار

بی اثر بود به گوش تیزش

از کنار همه انها رد شد

من خدا را دیدم 

با صدا می خندید

بردعای زن ومردی مسکین

آه....... های پدری پیروحزین

همه را دید وبه لبخند گذشت 

من خدارادیدم

هرکجادردی بود_ هرکجا زخمی بود

بی تفاوت نظری می افکند

دور می شد ازچشم 

راه خود می پیمود 

من خدارادیدم 

همه جا بود ولی محوونهان

گویی انگار نبود

من خدارا دیدم 

همه جا بودولی 

گوش او کرشده بود

چشم او یخ زده بود

او نمی دید اگر بینا بود

گوش او بسته اگرباشنوا

من خدارادیدم 

پیروفرسوده ودولا شده بود

همچنانی چو درخت بی بار

خشک وبی بهره وسرد

من خدارادیدم 

.....اما  

او نمی دید مرا

وچنین شد که  به او شک کردم

بی صدا وآرام 

دور گشتم زخدا

اندکی  ؟ یا یک گام ؟

نه ...... سالها ودهه ها 

ومن گم شده از راه خدا

بی صدا وتنها

شاد وخندان ورها

شعر می خوانم من 

شعرهای سهراب *

من وضو بی تپش پنجره ها می گیرم

با صدای لبخند

شادی بلبل ها 

دروجودم جریان دارد شوق

سقف بالای سرم سرشاراست

مملو از شادی وشور

خالی  از بوی خدا 

گویی انگار نبودست چنین معبودی    

من خدارا دیدم _ من خدا را خواندم

آن خدای بخشش  _تابش مهروامید

این خدا بود که درخانه دل جای گرفت

ودرآن ساکن شد

من خدارادیدم 

همه دارند خدا 

که بود نام بزرگش وجدان

او همیشه بیدار 

فازغ از چرت زدن

خواب گران

من خدا را دیدم - هرکسی سعی کند  می بیند

فارغ از هر مذهب 

از همه مکتب ها 

فرق وآئین ها

ای تو خواننده این شعربلند

با خداباش _ خداوند رها

آن خدای بی خشم _ آن خدای بی کین

فکرآزاد ورها

 &&&&&&&&&&&&&&&

من سرایشگر نیستم اما...... سروده ام بارها

این دل نوشت را درسال 2008 سرودم و چندبار بازسرایی کردم که اخرین آن مارس 2026 است که آنرا به خیال خود کامل کرده ام

اینکه زیباست ودرچهارچوب سروده می گنجد یانه ؟ دیگران باید بگویند

من نهایت تلاش خودرا کرده ام واین همه دانسته های من است 

آیا من بی خدا هستم؟

هم آری وهم نه......... نه چون تمامی خدایان آئین ها ودین هارا مردود می شمارم

آری چون........ همچنان در این اندیشه ام که واقعا نظم هستی دردست کیست؟

پاسخی ندارم وبه این فرموره خواجه شمس الدین شیرازی بسنده می کنم که

حدیث ازمطرب ومی گوی و :رازدهر" کم ترجوی

که کس نگشود ونگشادست حل این معمارا

بااینکه داستان قدیمی وکهنه آفرینش را در گنجینه دانش خود بایگانی کرده ام 

وبه ماجرای علمی آفرینندگی باور دارم اما

این سئوال را همچنان درفکر واندیشه خود مرور می کنم که 

آفرینشگری _مهبانگ _ که از جایی ابتدا گردید   آیا درجایی تمام می گردد ویا ادامه دارد

درست است خدایان ادیان افسانه بودند ومتروک شدند

ولیکن چرا بشر متمدن درکار بازگشت به دوران سپری شده بی فرهنگ وقانونی است؟

بی صاحبی کره زمین چرا هرروز پر رنگ تر می گردد

فکر وفکر وفکر کردم وسرانجام بدبین نتیجه رسیدم 

که پروسه نابودی کره زمین ازسال 2025 کلید خوره است و تا سال 2045 دیگر کره زمین وجود نخواهد داشت

این یک پیش بینی ویا گمانه زنی نیست اگر تکه های پازل رخدادهای سه سال گذشته را کنار هم بگذاریم باید به این نتیجه برسیم که

کره زمین درپروسه نابودی است  وان نوشته های من از ژانویه 2025 هستند


پژوهش وتدوین بامشاد تابناک مارس 2026
 

Reacties

Populaire posts van deze blog

در شگفتم من از این دست خدا ! (بامشادتابناک2026)

یادی از هنرمند برجسته توکانیستانی